سلام به همه اول از همه شرمنده به خاطر این غیبت طولانی بعدش خوبین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم ای بد نیستم
. . . یه چیزی بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دیروز المیرا اومده بود خونمون مثلا" اومده بود آشتی کنه ولی نمیدونم چرا گل و شیرینی نیاورده بود
حالا بی خیال . . . اگرم نیومده تو وبلاگ که آپ کنه به خاطره اینه که پول تلشون زیاد اومده مامیش نمیزاره . . . گیر میدن دیگه چیکار باید کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فکر کنم اگه بیاد بخونه بهش بر بخوره اشکال نداره
. . .
بچه ها من دو مطلب گذاشتم البته از نوع عاشقیش نمیدونم چرا زدم تو این فاز
حالا بخونید نظرم فراموش نشه . . .
ما رفتیم قربون همگی بابااااااااااااااااااای![]()
عاشق مي خواست به سفر برود. روزها و ماه ها و سال ها بود كه چمدان مي بست.
هي هفته ها را تا مي كرد و توي چمدان مي گذاشت.
هي ماه ها را مرتب مي كرد و روي هم مي چيد
و هي سال ها را جمع مي كرد و به چمدانش اضافه ميكرد .
او هر روز توي جيب هاي چمدانش شنبه و يكشنبه مي ريخت
و چه قرن هايي را كه ته ته چمدانش جا داده بود.
و سال ها بود كه خدا تماشايش مي كرد و لبخند مي زد و چيزي نمي گفت.
اما سرانجام روزي خدا به او گفت: عزيز عاشق، فكر نمي كني سفرت دارد دير مي شود؟
چمدانت زيادي سنگين است. با اين همه سال و قرن و اين همه ماه و هفته چه مي خواهي بكني؟
عاشق گفت : خدايا! عشق، سفري دور و دراز است..
من به همه اين ماه ها و هفته ها احتياج دارم.
به همه اين سال ها و قرن ها، زيرا هر قدر كه عاشقي كنم، باز هم كم است.
خدا گفت : اما عاشقي، سبكي است.
عاشقي، سفر ثانيه است. نه درنگ قرن ها و سال ها.
بلند شو و برو و هيچ چيز با خودت نبر، جز همين ثانيه كه من به تو مي دهم.
عاشق گفت : چيزي با خود نمي برم، باشد.
نه قرني و نه سالي و نه ماه و هفته اي را.
اما خدايا ! هر عاشقي به كسي محتاج است.
به كسي كه همراهي اش كند.
به كسي كه پا به پايش بيايد.
به كسي كه اسمش معشوق است.
خدا گفت : نه ؛ نه كسي و نه چيزي.
"هيچ چيز" توشه توست و "هيچ كس" معشوق تو، در سفري كه نامش عشق است.
و آنگاه خدا چمدان سنگين عاشق را از او گرفت و راهي اش كرد
عاشق راه افتاد و سبك بود و هيچ چيز نداشت. جز چند ثانيه كه خدا به او داده بود.
عاشق راه افتاد و تنها بود و هيچ كس را نداشت. جز خدا كه هميشه با او بود ...
Ch 1- گنجیشک به خدا گفت :لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم،سرپناه بی کسیم بو،طوفان تو آن را از من گرفت.کجای دنیای تو رو گرفته بودم ؟
خدا گفت ماری در راه لانه ات بد ،تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند،آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. . . چه بسیار بلاها که از تو به واسطه ی محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی.
2- مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی اش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد.
3- همیشه وقتی داری گریه میکنی اونی آرومت میکنه که دوست داره اما اونی که باهات گریه میکنه عاشقته.
4- دلم واست پاره پوره شده بود دادم دوختنش حالا تنگ شده.
5- دوست داشتن مثل بازی با الکلنگ میمونه ،اونی که عاشق تره همیشه خودشو میاره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت ببره.
6- میگن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه،عمرشون کم میشه ،می دونستی چشمات شیشه عمر منه؟
7- سکوت یعنی یه حرف که تو دلمه یعنی یه اسم که رو لبمه یعنی یه آرزو که تو سینمه سکوت یعنی دوست دارم یه عالمه.
-8اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد، قول، رابطه و قلب زيرا وقتى اينها مىشکنند صدا ندارند ولى درد بسيارى دارند ...
-9اي نشسته در خيال من فراموشم مکن با فراموشي و تنهايي هم آغوشم مکن زندگاني مي کنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خويش خاموشم مکن
-10يادمان باشد زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست زنگ بعد حساب داريم
-11خوشگلي بانمکي يک رخ زيبا داري بي جهت نيست که در کنج دلم جا داري
-12داني که چرا ز ميوها سيب نکوست: نيمي رخ عاشقست نيمي رخ دوست اين زرد و سرخي که در او مي بيني: زرديش رخ عاشقست سرخيش رخ دوست
-13اشک بهترين پديده ي دنياست ولي تا زيبا ترين چيز ها رو از انسان نگيره خودشو تقديم نميکنه
-14شادی بهانه ای برای زندگیست تمام لحظه هایت سرشار از این بهانه
-15سرمایه عمر یک نفس است , ان نفس برای یک هم نفس است , وقتی نفسی با -----16نفسی هم نفس است , ان نفس برای یک عمر بس است
-17در اين بازار نامردي به دنبال چه مي گردي؟ نمي يابي نشان هرگز تو از عشق و جوانمردي برو بگذر از اين بازار ، از اين مستي و طنازي اگر چون کوه هم باشي در اين دنيا تو مي بازي
-18ما كه همسايه اشكيم ولى با دل تنگ/ گر لبى خنده كند ياد شما مى افتيم.
-19ميگن به ياد يكي بخوابي خوابشو ميبيني! مي ميرم برات تا هميشه ببينمت!
-20گرچه از دوري اين فاصله ها مأيوسم از همين فاصله ي دور تو را مي بوسم .
سلام به همه
امیدوارم که خوب خوب باشید![]()
من تا حالا تو این وبلاگ به هیچ کس توهین نکردم حتی . . . اینم بگم که خوشم نمیاد هر بی سر و پایی بیاد و نظر بزاره البته دور از جون دوستان گرامی پس اونی که فهمیده دهنشو ببنده و دیگه اسمشو تو این وبلاگ نبینم وگر نه بد جوری حالشو میگرم چون من خیلی سگ تر از این حرفام . . . انقدر برام بی ارزش بود که حتی حاضر نشدم برم و تو وبلاگش این مطلب و بزارم
.
شرمنده دوباره این جوری شد . . . نظر فراموش نشه قربون همگی بابای![]()
![]()
رئیس جمهور آمریکا داشت با نخست وزیر انگلیس صحبت می کرد. یکی از مهمانان جلو آمد و پرسید شما دارید در باره چی صحبت می کنید؟ رئیس جمهور آمریکا جواب داد ما داریم برنامه هی جنگ جهانی سوم را می ریزیم. می خواهیم 14 میلیون نفر را، به علاوه ی یک دندانپزشک بکشیم. مهمان گیج شد و پرسید: چرا می خواهید یک دندانپزشک را بکشید؟ رئیس جمهور رو به نخست وزیر انگلیس کرد و گفت: نگفتم؟ هیچ کس در مورد اون 14 میلیون سوالی نمی کنه !
.
.
مردی با یك زن صاحب جمال و زیبا ازدواج كرد. نام او را پرسید، او گفت: نام من حمار است! مرد گفت: این نام را عوض كن، حمار به معنی خر است و نام خوبی نیست. زن اسم خود را عوض نمود و گذاشت قاطر! شوهرش گفت: این دفعه نام تو از اول بهتر شده است اما از طویله خارج نشدهای!
.
.
افسره جلوی یه ماشین رو می گیره و به راننده می گه شما به خاطر بستن کمربند ایمنی از سوی انجمن حمایت کنندگان از ایمنی جاده ها ۵۰ هزار تومان جایزه بردید. حالا می خواهید با این پول چه کار کنید؟ راننده می گه فکر کنم باهاش برم گواهینامه مو بگیرم! خانمی که کنار راننده نشسته بوده می گه جناب سروان حرفشو گوش ندید شوهر من وقتی مسته یه بند چرت و پرت می گه. روی صندلی عقب یه نفر خوابیده بوده که از شدت سر و صدا بیدار می شه و می گه من از اولشم گفتم با ماشین دزدی نمی شه فرار کرد. یه دفعه یه نفر از صندوق عقب ماشین داد می زنه: ببینم، بالاخره از مرز گذشتیم؟
.
.
یه روز یه بابیی یه دستش قطع شد, خیلی از زندگی ناامید شده بود. راه افتاد تو خیابون یه جا دید یه یارو کنار خیابون قر میده و بالا پیین می پره. رفت جلو دید یارو دوتا دست هم نداره. تعجب کرد به یارو گفت بابا دمت گرم عجب روحیه ی داری با ین وضع قر میدی. یارو گفت برو بابا روحیه چیه کونم میخاره نمیدونم چیکار کنم ...
.
.
خواننده تو عروسی میگه: خانوما، آقایون، دستا بالا، میخواهیم بریم بندر! ترکه داد میزنه: كجا؟ ما تا شام نخوریم هیچجا نمیریم!!!
.
.
یه ترکه می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟
.
.
ترکه گاو داری میزنه مامور بهداشت میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : آت اشغال مامور کلی جریمش میکنه. ساله بعد میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : جوجه کباب ,پیتزا . باز یارو جریمش میکنه.سال بعد میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : والا هر روز صبح بهشون 1000 تومن میدم هر چی دوست دارن بخرن بخورن !
.
.
ترکه در زندگی به آخر خط میرسه … میره سر خط بعدی!!
.
.
به ترکه میگن اگه بخوای انگلیسی به کسی بگی بیا اینجا چی می گی ؟ میگه :Come Here
میگن اگه بخوای بگی برو اونجا چی میگی ؟ میگه میرم اونجا میگم :Come Here!!!
.
.
ترکه یه پری دریایی می بینه ازش خواستگاری می کنه پری دریایی می گه : من که آدم نیستم.
ترکه می گه : حالا فکر کردی من آدمم؟!!!
.
.
ترکه سوار سمند میشه. صدای زن میاد : درب خودرو باز است... ترکه درو می بنده میگه بستم!! حالا هرجا قایم شدی بیا بیرون جیگر!!!
.
.
ترکه میره سوپر ماركت میگه یه مایع ظرفشویی خوب بدین ..... صاحب مغازه میگه : گلی خوبه؟ ..... ترکه میگه: مرسی سلام میرسونه
.
.
ترکه توماشینش بنزین سوپر می ریزه
تا یه هفته دستییه ماشینش نمی خوابه!!!
.
.
ترجیح می دهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا در مسجد باشم و به کفش هایم فکر کنم.
.
.
معلمی در كلاس علوم از دانش آموزی پرسید:« با دیدن پای این حیوان، نام حیوان را بگو.» دانش آموز هر چه به پایی كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتی گفت: «بگو اسمت چیه تا برایت یك صفر بگذارم.» دانش آموز پایش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روی پای من بگویید اسمم چیه؟
.
.
یه زنه توی آشپزخانه مارمولک می بینه سریع حشره کش رو بر می داره می زنه بهش مارمولک میگه: خاله خاله زیر بغلم هم بزن.
.
.
اگه پسری توی خیابون از یه دختر ساعت بپرسه دختره میگه7!اما اگه یه دختره از پسر بپرسه ساعت چنده پسره می گه 7و2 دقیقه و 27 ثانیه یادداشت كن اینم شماره تلفن من ساعت9 منتظر زنگ شما هستم!
.
.
روزی مردی به داروخانه رفت و گفت: «یك شیشه داروی تقویت مو میخواهم.»دارو فروش گفت: «كوچك یا بزرگ؟»مرد پاسخ داد: «كوچك باشد، چون من از موی بلند خوشم نمیآید.»
.
.
خریدار به كتاب فروش – آقا، «شعور اجتماعی» دارید؟كتابفروش – تا دیروز داشتیم، … معذرت میخوام.
.
.
پیرزنی مشغول نماز خواندن بود . چند نفر نشسته بودند و از او تعریف می کردند .یکی گفت : این زن ، خدا عمرش بدهد ، خیلی با ایمان است . در موقع نماز ، تمام حواسش به جانب خداست . آنقدر مومن است که اگر سر نماز صد نفر هم حرف بزنند ، انگار نه انگار .پیره زن نمازش را قطع کرد و گفت : بله ! روزه هم هستم ، مشهد و کربلا و نجف هم رفته ام !
.
.
مشتری : برای من آبگوشت بیاورید .مستخدم : با کمال میل !مشتری : نخیر آقا ، با ترشی
.
.
اگه خواستی یکی همیشه دوستت داشته باشه،برای حرفات ارزش قائل باشه،هیچ وقت ناراحتت نکنه،بهت وفادار باشه…یه سگ بخر!
.
.
آنکه د ایم هوس سوختن ما می کرد کاش بنز ین مرا مهیا می کرد.
.
.
یک روز دو تا خجالتی با هم ازدواج می کنن بچشون آب میشه!!!
.
.
اشتباه چاپی آقای سردبیر باز هم این روزنامه پر از اشتباه چاپیه امروز بیش از صد نفر تلفن كردند و اعتراض كردند.جناب مدیر اجازه میدین از امروز شماره تلفن روزنامه رو هم اشتباه چاپ كنیم؟؟؟
.
.
معلم کلاس اول از ساسان کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2 تاشو بدی به سمیرا..3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟ ساسان میگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جدید!!!
تو توی قلب من جا داری.. تو توی رگ های من جا داری.. رفتم دکتر گفت انگل داری
پیرزنه 200 سال عمر کرده بود ، بهش می گن مادر تو این سن چه آرزوئی داری؟می گه : ننه 6 سال دیگه عمر کنم بشم 206 بیفتم زیر پا جوونا...
.
.
آه ه ه ه ، آآآآی ، واااای نکن ، وااااای تو رو خدا نکن نمی خوام خب ، آی اووووه وای نزن.
.
.
.
.
آخه چرا انقدر فکرت خرابه این بنده خدا داشت آمپول می زد.
.
.
یه کار خوب برات پیدا کردم عزیزم، ربتی به رشتت نداره ها ولی درآمدش خیلی خوبه.
توی شرکت ROB سازی هستش. باید بری در هر خونه ای یه ROB بدی و بیای.
.
.
اون چیه که خانوما هم می تونن از جلو بدن هم از عقب ولی آقایون فقط از جلو میدن؟
.
.
خب یه کم فکر کن. چقدر خنگی.!
.
.
.
نچ ، نچ ، نچ. تو هنوز منحرفی و نمی خوای درست بشی. بلیط اتوبوس بود.
.
سلام به همه دوستان امیدوارم که خوب خوب باشید و مدرسه و دانشگاه و هرجا که میرید بهتون بخوشه شرمنده این چند وقته ما تو وبمون چرت و پرت زیاد گذاشتیم ولی سعی میشه که جبران بشه ![]()
الانم من یه چندتا پست باحال گذاشتم بخونید نظرم فراموش نشه
قربون همگی بابای![]()
شامگاه در ساحل رود نیل کفتاری به تمساحی برخورد و به هم سلا م کردند .کفتار گفت : حال و روزتان چطور است آقا؟
تمساح پاسخ داد : وضعم خراب است . گاهی از شدت درد و رنج گریه می کنم و بعد همه می گویند : این ها اشک تمساح است. این بیش تر از هر چیز دیگری ناراحتم می کند .
سپس کفتار گفت : از درد و رنج خودت می گویی اما یک لحظه ها به من فکر کن. من زیبایی ها و
شگفتی ها و معجزه های دنیا را می بینم و از شدت شادی مثل روز می خندم و بعد همه ی اهل جنگل می گویند : این خنده کفتار است.!
1-به تركه میگن: با «آجر» جمله بساز، میگه با آجر كه جمله نمیسازن، دیوار میسازن!
۲: به تركه میگن: با «آیدین» جمله بساز، میگه: بابا ما رو با این جمله سازی گایدین!
۳: به تركه میگن: با «ابریشم» جمله بساز، میگه: هوا ابریشم خوبه!
۴: به تركه میگن: با «اختاپوس» جمله بساز. میگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو
سایه!
۵: به تركه میگن: با «ایده» جمله بساز، میگه: این جمله سازی هم ما رو گاییده!
۶: به تركه میگن: با «بنزین» جمله بساز. میگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزین!
۸: به تركه میگن: با «پیچگوشتی» جمله بساز. میگه: داشتم میرفتم، سر پیچ گوشتی (زنی) واستاده بود كه نگو!
۹: به تركه میگن: با «ترجمه» جمله بساز، میگه: انتر جمعه كجا بودی؟!
۱۰: به تركه میگن: با «تلاش» جمله بساز، میگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!
۱۱: به تركه میگن: با «توكیو» جمله بساز، میگه: من خدیجه رو دوست دارم توكیو؟!
۱۲: به تركه میگن: با «تویوتا و پاژرو» جمله بساز، میگه: تویوتاك قد كشیده، پاجیروفتی روی سینم!
۱۳: به تركه میگن: با «جام جم» جمله بساز. میگه: صبح كه از خواب پامیشم جامو جم میكنم!
۱۴: به تركه میگن: با «چیپس» جمله بساز. میگه: چی پسر خوبی! (چه پسر خوبی)
۱۵: به تركه میگن: با «حمید و فرید» جمله بساز. میگه: شما با همید؟ چند نفرید؟
وقتي در آسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه![]()
وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين…مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن![]()
يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن![]()
رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين…اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن![]()
يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنين![]()
از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين![]()
توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين![]()
در کيفتون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟![]()
هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتونه شما رو جناب تيمسار صدا کنه![]()
هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين![]()
![]()
به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..اوه تو که يکي از اون هايي…بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين![]()
يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقيه مسافرها از طرف اون حرف بزنين![]()
هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافرها بگين نوبت تو هست …خدا بيامرزتت![]()
يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين![]()
البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به تيمارستان از من به دل نگيري ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برای دیدن ادامه ی عکس ها بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.![]()
![]()
![]()

ادامه مطلب
